
کاش میشد سرنوشت خویش را
از سر نوشت
کاش می شد اندکی تاریخ را بهتر نوشت
کاش می شد پشت پا زد بر تمام زندگی
داستان عمر خود را گونه ای دیگر نوشت
*
اگر با گريه دريايي بسازم
اگر با خنده رويايي بسازم
اگر خنده شود در من فراموش
اگر گريه شود با من هم آغوش
تو را هرگز نخواهم كرد فراموش
*
مي دونم هرجا که باشي
دل تو اهل همين جاست
واسهء من و تو اينجا
اول و آخر دنياست
*
مثل بارون با صفایی ؛مثل برف سفید و ماهی
چه بخواهی چه نخواهی تو عزیز دل مایی

*
خدايا ؛
به فرشتگانت بسپار
كه درلحظه لحظه ی نيايش خويش
دوستان مرا از ياد نبرند .
*
شاید زندگی آن جشنی نباشد
که ما آرزویش را داشتیم
اما حال که به آن دعوت شده ایم
بگذار تا میتوانیم زیبا برقصیم...
*
تا عمر ما باشد به دنيا ما رفيقيم
ترس از ان دارم بميرم ؛
حس كني ما نارفيقیم
*
اگه از تو ننوشتم / فکر نکن سرم شلوغه
توی زندگی یه وقتا / تنهایی رمز عبوره
اگه از چشات گذشتم / فکر نکن عاشق نبودم
مطمئن باش توی دنیا / دل به تو سپرده بودم
*
دوري زبرم اي گل ريحان چه نويسم
من مور ضعيفم به سليمان چه نويسم
ترسم که قلم شعله کشد صفحه بسوزد
با اين دل پردرد به ياران چه نويسم
*
يادمان باشد عشق متعلق به لحظه هاست و نفرين براي همه ي عمر!
*
اينو بدون که اگه کسي وارد زندگيت شد و گذاشتو رفت علاوه بر اينکه يه خاطره به جا مي ذاره مي تونه يه تجربه هم به جا بذاره پس سعي کن خاطره هاي خوب و تجربه هاي مفيد رو به خاطر بسپاري…..دوست داشته باش تا دوستت داشته باشند !
*
اگر شدم عاشق تو , نذار که بي تاب بمونم لالايي شبام تويي نذار که بي خواب بمونم
دارم برات شعر ميخونم
شايد به يادم بموني / فقط يه چيز ازت ميخوام هميشه عاشق بموني!
*
تو باراني و من باران پرستم تودريايي و من امواج تو هستم اگر روزي بپرسي باز گويم: تو من هستي و من نقش تو هستم!
*
عشقي که تنها با يک نگاه آغاز مي شود، با شناخت سست و سست تر مي شود.. اما عشقي که با شناخت آغاز مي شود با هر نگاه عميق و عميق تر مي شود.
*
گفتمش دل مي خري؟ پرسيد چند؟ گفتمش دل مال تو، تنها بخند! خنده کرد و دل ز دستانم ربود، تا به خود باز آمدم او رفته بود..
*
در عشق حداقل قطره اي جنون هست و در جنون هم هميشه دريايي از عشق!
*
غير از غم عشق تو ندارم غم ديگر، شادم که جز اين نيست مرا همدم ديگر





